هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر بیان میکند که از رنجها و سختیهای عشق نمیهراسد و برای عشق و معشوق خود از هیچ چیز نمیترسد. او با بیپروایی از دردها و رنجهای عشق سخن میگوید و نشان میدهد که عشق برای او ارزش همه چیز را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۲۹ - گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غم
گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غم
وز مهر من گرجان دهم نامهربانی را چه غم ۱
از تلخی هجرم چه باک آن شوخ شکرخنده را
از لب به زهر آلوده شیرین دهانی را چه غم ۲
دل خون شد و غمگین نشد آن خسرو دلها بلی
یک کلبه گر ویران شود کشورستانی را چه غم ۳
ز افتادنم در ره چه باک آن شوخ چابک رخش را
خاری گر افتد در گذر سیلاب رانی را چه غم ۴
من خود ره آن شهسوار از رشک میبندم ولی
گر بگذرد آب از رکاب آتش عنانی را چه غم ۵
ای دل برون رفتن چه سود از صید گاه عشق او
صید ار گریزد صد قدم زرین کمانی را چه غم ۶
چون نیست هیچت محتشم ز آشوب دوران غممخور
صدخانه گر ویران شود بیخانمانی را چه غم ۷
وز مهر من گرجان دهم نامهربانی را چه غم ۱
از تلخی هجرم چه باک آن شوخ شکرخنده را
از لب به زهر آلوده شیرین دهانی را چه غم ۲
دل خون شد و غمگین نشد آن خسرو دلها بلی
یک کلبه گر ویران شود کشورستانی را چه غم ۳
ز افتادنم در ره چه باک آن شوخ چابک رخش را
خاری گر افتد در گذر سیلاب رانی را چه غم ۴
من خود ره آن شهسوار از رشک میبندم ولی
گر بگذرد آب از رکاب آتش عنانی را چه غم ۵
ای دل برون رفتن چه سود از صید گاه عشق او
صید ار گریزد صد قدم زرین کمانی را چه غم ۶
چون نیست هیچت محتشم ز آشوب دوران غممخور
صدخانه گر ویران شود بیخانمانی را چه غم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۸ - رسید نغمه ای از بادهنوشی تو به گوشم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۰ - به دشمن یارئی در قتل خود از یار میفهمم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.