هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از زبان شاعری است که در بازی عشق و محبت، خود را باخته و اسیر چشمان معشوق شده است. او از فریبهای معشوق و بازیهای عشق شکایت دارد، اما در عین حال، تسلیم این عشق شده و از آن لذت میبرد. شاعر از هجران و دوری معشوق نیز رنج میبرد و آرزوی وصال دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه پیچیده، بازیهای عشقی و احساسات عمیق است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۵۳۰ - ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
بر پاکبازی توزمین و زمان گواه ۱
من کز بتان فریب نخوردم به صد فسون
صد بازی از دو چشم تو خوردم به یک نگاه ۲
در نرد همتم کنی آن لحظه امتحان
کافتد ز عشق کار به ترک سر و کلاه ۳
نقش مراد نرد محبت که وصل توست
خوش بودی ار نشستی از اقبال گاه گاه ۴
دل میرود ز دست بگویند کان حریف
دارد دمی ز بازی ما دست خود نگاه ۵
هرچند عقل بیش حذر کرد بیش خورد
بازی ز مهره بازی آن نرگس سیاه ۶
دیوم ز ره نبرد و پریچهر کودکی
هر دم به بازی دگرم میبرد ز راه ۷
غالب حریفی از همه رو داده بازیم
در نرد دوستی که مساویست کوه و کاه ۸
تا چند محتشم بود ای شاه محتشم
در حبس ششدر غم هجر تو بیگناه ۹
بر پاکبازی توزمین و زمان گواه ۱
من کز بتان فریب نخوردم به صد فسون
صد بازی از دو چشم تو خوردم به یک نگاه ۲
در نرد همتم کنی آن لحظه امتحان
کافتد ز عشق کار به ترک سر و کلاه ۳
نقش مراد نرد محبت که وصل توست
خوش بودی ار نشستی از اقبال گاه گاه ۴
دل میرود ز دست بگویند کان حریف
دارد دمی ز بازی ما دست خود نگاه ۵
هرچند عقل بیش حذر کرد بیش خورد
بازی ز مهره بازی آن نرگس سیاه ۶
دیوم ز ره نبرد و پریچهر کودکی
هر دم به بازی دگرم میبرد ز راه ۷
غالب حریفی از همه رو داده بازیم
در نرد دوستی که مساویست کوه و کاه ۸
تا چند محتشم بود ای شاه محتشم
در حبس ششدر غم هجر تو بیگناه ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۹ - ای سرو گلندام که داری کمر از مو
گوهر بعدی:غزل ۵۳۱ - امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.