هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر عشق و شیفتگی خود را به شخصی به نام فرخ بیان میکند. او از زیباییهای ظاهری فرخ مانند موهایش، قدش و چشمانش سخن میگوید و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه مانند بید لرزان و سرو آزاد توصیف میکند. شاعر همچنین از شراب و عطر به عنوان نمادهایی برای یادآوری فرخ استفاده میکند و در نهایت اعلام میکند که میل و عشق او تنها به سوی فرخ است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تصاویر شاعرانه ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد تا به طور کامل درک شود.
غزل ۹۹ - دل من در هوای روی فرخ
دلِ من در هوایِ روی فرخ
بُوَد آشفته همچون مویِ فرخ ۱
به جز هندویِ زلفش هیچ کس نیست
که برخوردار شد از روی فرخ ۲
سیاهی نیکبخت است آن که دائم
بُوَد همراز و همزانوی فرخ ۳
شود چون بید لرزان سروِ آزاد
اگر بیند قدِ دلجویِ فَرُّخ ۴
بده ساقی شرابِ ارغوانی
به یادِ نرگسِ جادوی فَرُّخ ۵
دو تا شد قامتم همچون کمانی
ز غم پیوسته چون ابروی فرخ ۶
نسیم مُشک تاتاری خجل کرد
شمیم زلف عَنبربوی فرخ ۷
اگر میلِ دلِ هر کس به جاییست
بُوَد میلِ دلِ من سوی فرخ ۸
غلامِ همتِ آنم که باشد
چو حافظ بنده و هندوی فرخ ۹
بُوَد آشفته همچون مویِ فرخ ۱
به جز هندویِ زلفش هیچ کس نیست
که برخوردار شد از روی فرخ ۲
سیاهی نیکبخت است آن که دائم
بُوَد همراز و همزانوی فرخ ۳
شود چون بید لرزان سروِ آزاد
اگر بیند قدِ دلجویِ فَرُّخ ۴
بده ساقی شرابِ ارغوانی
به یادِ نرگسِ جادوی فَرُّخ ۵
دو تا شد قامتم همچون کمانی
ز غم پیوسته چون ابروی فرخ ۶
نسیم مُشک تاتاری خجل کرد
شمیم زلف عَنبربوی فرخ ۷
اگر میلِ دلِ هر کس به جاییست
بُوَد میلِ دلِ من سوی فرخ ۸
غلامِ همتِ آنم که باشد
چو حافظ بنده و هندوی فرخ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۸ - اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
گوهر بعدی:غزل ۱۰۰ - دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.