هوش مصنوعی: این شعر بیانگر غم و اندوه شاعر از عشق ناکام و دوری از معشوق است. شاعر از رنج‌های عاشقانه، اشک‌های بی‌پایان و تنهایی خود می‌گوید و آرزو می‌کند که ای کاش بخت یارش بود. او از غم‌های درونی، دل شکسته و ناله‌هایش در شب‌های هجران سخن می‌گوید و در نهایت به بی‌نظمی دنیا اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

غزل ۵۶۸ - به جرم این که گفتم سوز خود با عالم‌افروزی

به جرم این که گفتم سوز خود با عالم‌افروزی
چو شمع استاده‌ام گریان که خواهد کشتنم روزی ۱

از آن چون کوکبم پیوسته اشک از دیده می‌ریزد
که چون صبح از دلم سر می‌زند مهر دل‌افروزی ۲

نگشتی ماه من هر شب ز برج دیگران طالع
اگر بودی من بی‌خانمان را بخت فیروزی ۳

ندارم در شب هجران درون کلبهٔ احزان
به غیر از نالهٔ دم سازی ورای گریهٔ دلسوزی ۴

ز شادی جهان فارغ ز عیش دهر مستغنی
دل غم‌پروری داریم و جان محنت اندوزی ۵

دلم شد چاک چاک از غم کجائی ای کمان ابرو
که می‌خواهم ز چشم دلنوازت تیر دلدوزی ۶

نبودی بی‌نظام این نظم صبیان تا به این غایت
اگر گه گاه بودی محتشم را نکته آموزی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۷ - چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی
گوهر بعدی:غزل ۵۶۹ - از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.