هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس حسرت، تنهایی و ناامیدی خود میگوید. او از بیپروایی و بیاعتنایی دیگران نسبت به خود شکایت دارد و احساس میکند که در میان مشکلات و رنجها تنها مانده است. همچنین، او از عشق و شیدایی سخن میگوید که باعث رسوایی و درد شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و روانشناختی مانند حسرت، ناامیدی و تنهایی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان شعری کلاسیک و استعارههای پیچیده، فهم متن را برای سنین پایینتر سخت میکند.
غزل ۵۶۹ - از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
اوقات خود ضایع مکن بر رغم چون من ناکسی ۱
از شوخیت بر قتل خود دارم گمان اما کجا
پروای این ناکس کند مثل تو بیپروا کسی ۲
اقبال و ادبارم نگر کامشب به راهی این پسر
تنها دچارم گشت و من همراه بودم با کسی ۳
با غیر اگر عمری بود پیدا نگردد هیچ کس
یک دم به من چون برخورد در دم شود پیدا کسی ۴
با آن که خار غیرتم در پا بود از پی دوم
در راه چون همره شود با آن گل رعنا کسی ۵
سر در خطر تن در عنا دل در گروجان در بلا
فکر سلامت چون کند با این ملامتها کسی ۶
داری ز شیدا گشتگان رسوا بسی در دشت غم
در سلگ ایشان محتشم رسواتر از رسوا کسی ۷
اوقات خود ضایع مکن بر رغم چون من ناکسی ۱
از شوخیت بر قتل خود دارم گمان اما کجا
پروای این ناکس کند مثل تو بیپروا کسی ۲
اقبال و ادبارم نگر کامشب به راهی این پسر
تنها دچارم گشت و من همراه بودم با کسی ۳
با غیر اگر عمری بود پیدا نگردد هیچ کس
یک دم به من چون برخورد در دم شود پیدا کسی ۴
با آن که خار غیرتم در پا بود از پی دوم
در راه چون همره شود با آن گل رعنا کسی ۵
سر در خطر تن در عنا دل در گروجان در بلا
فکر سلامت چون کند با این ملامتها کسی ۶
داری ز شیدا گشتگان رسوا بسی در دشت غم
در سلگ ایشان محتشم رسواتر از رسوا کسی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۸ - به جرم این که گفتم سوز خود با عالمافروزی
گوهر بعدی:غزل ۵۷۰ - دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.