هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان آرزوها و امیدهای خود می‌پردازد. او از عشق و سعادت سخن می‌گوید و امیدوار است که با رسیدن به محبوب و سعادت، زندگی‌اش دگرگون شود. شاعر از عشق به معشوق و تأثیر آن بر روح و جان خود سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که حتی ذره‌ای از لطف و محبت معشوق به او برسد. همچنین، او به امید و ناامیدی در زندگی اشاره می‌کند و از فال زدن برای رسیدن به خوشبختی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۱۴ - همای اوج سعادت به دام ما افتد

همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد ۱

حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد ۲

شبی که ماه مراد از افق شود طالع
بود که پرتوی نوری به بام ما افتد ۳

به بارگاه تو چون باد را نباشد بار
کی اتفاق مجال سلام ما افتد ۴

چو جان فدای لبش شد خیال می‌بستم
که قطره‌ای ز زلالش به کام ما افتد ۵

خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کز این شکار فراوان به دام ما افتد ۶

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه ی دولت به نام ما افتد ۷

ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۷۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.