هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. او از دل شکسته و اسرار نهفته در آن میگوید و از لطف و محبت معشوق که همچون طبیب به درمان او میپردازد. همچنین، شاعر به ناتوانی خود در برابر عشق اشاره کرده و از رقیبان و حسادتهای آنان نیز یاد میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۱۳ - بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
که تاب من به جهان طره ی فلانی داد ۱
دلم خزانه ی اسرار بود و دست قضا
درش ببست و کلیدش به دلستانی داد ۲
شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب
به مومیایی لطف توام نشانی داد ۳
تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
که دست دادش و یاری ناتوانی داد ۴
برو معالجه ی خود کن ای نصیحت گو
شراب و شاهد شیرین که را زیانی داد ۵
گذشت بر من مسکین و با رقیبان گفت
دریغ حافظ مسکین من چه جانی داد ۶
که تاب من به جهان طره ی فلانی داد ۱
دلم خزانه ی اسرار بود و دست قضا
درش ببست و کلیدش به دلستانی داد ۲
شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب
به مومیایی لطف توام نشانی داد ۳
تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
که دست دادش و یاری ناتوانی داد ۴
برو معالجه ی خود کن ای نصیحت گو
شراب و شاهد شیرین که را زیانی داد ۵
گذشت بر من مسکین و با رقیبان گفت
دریغ حافظ مسکین من چه جانی داد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۶۹۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۲ - آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۴ - همای اوج سعادت به دام ما افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.