هوش مصنوعی: این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از غم و اندوه، حوادث ناگوار، ناامیدی از یاران و درماندگی در برابر مشکلات زندگی سخن می‌گوید. او از عشق، مستی و طبیب عشق نیز یاد می‌کند و در نهایت به سوختن و ناامیدی خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ای مانند عشق، مستی و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۱۲۹ - اگر نه باده ی غم دل ز یاد ما ببرد

اگر نه باده ی غم دل ز یاد ما ببرد
نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد ۱

اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر
چگونه کشتی از این ورطه ی بلا ببرد ۲

فغان که با همه کس غایبانه باخت فلک
که کس نبود که دستی از این دغا ببرد ۳

گذار بر ظلمات است خضر راهی کو
مباد کآتش محرومی آب ما ببرد ۴

دل ضعیفم از آن می‌کشد به طرف چمن
که جان ز مرگ به بیماری صبا ببرد ۵

طبیب عشق منم باده ده که این معجون
فراغت آرد و اندیشه ی خطا ببرد ۶

بسوخت حافظ و کس حال او به یار نگفت
مگر نسیم پیامی خدای را ببرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۷۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - سحر بلبل حکایت با صبا کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.