هوش مصنوعی: شاعر از درد تنهایی و نیاز به دیدار یار می‌گوید، از مستی عشق و بی‌نیازی به پند سخن می‌راند، و از ناامیدی از بهبود دل بیمارش شکوه می‌کند. در نهایت، به تجربه‌های عاشقانه گذشته اشاره کرده و ضرورت کنترل جنون عشق را در این مرحله بیان می‌دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۷ - دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید ۱

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح!
نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید ۲

مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید ۳

بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۶۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶ - آنان که شمع آرزو در بزم عشق افروختند
گوهر بعدی:غزل ۸ - یک گل ز باغ دوست، کسی بو نمی‌کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.