هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر احساسات عاشقانه و عرفانی است. شاعر از عشق به معشوق و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان خود سخن می‌گوید. او از زیبایی معشوق، دردهای عشق، و تأثیرات روحانی این عشق بر زندگی خود یاد می‌کند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند لطف و احسان الهی، عشق الهی، و تسلیم در برابر عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

غزل ۱۴۶ - صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد
دل شوریده ی ما را به بو در کار می‌آورد ۱

من آن شکل صنوبر را ز باغ دیده برکندم
که هر گل کز غمش بشکفت محنت بار می‌آورد ۲

فروغ ماه می‌دیدم ز بام قصر او روشن
که رو از شرم آن خورشید در دیوار می‌آورد ۳

ز بیم غارت عشقش دل پرخون رها کردم
ولی می‌ریخت خون و ره بدان هنجار می‌آورد ۴

به قول مطرب و ساقی برون رفتم گه و بی‌گه
کز آن راه گران قاصد خبر دشوار می‌آورد ۵

سراسر بخشش جانان طریق لطف و احسان بود
اگر تسبیح می‌فرمود اگر زنار می‌آورد ۶

عفاالله چین ابرویش اگر چه ناتوانم کرد
به عشوه هم پیامی بر سر بیمار می‌آورد ۷

عجب می‌داشتم دیشب ز حافظ جام و پیمانه
ولی منعش نمی‌کردم که صوفی وار می‌آورد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۷۸۸
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۵ - چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
گوهر بعدی:غزل ۱۴۷ - نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.