هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و غم عشق و فراق میگوید. او از معشوقی یاد میکند که با وجود پیمانشکنی و آزار، همچنان محبوب اوست. معشوق ناگهان بیحجاب به دیدارش میآید و شاعر از عشق و شیفتگی خود میگوید. در پایان، معشوق وعده دیدار در خواب را میدهد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
بخش ۳ - حکایة فی بعض اللیالی
شب که بودم با هزاران کوه درد
سر به زانوی غمش، بنشسته فرد ۱
جان به لب، از حسرت گفتار او
دل، پر از نومیدی دیدار او ۲
آن قیامت قامت پیمان شکن
آفت دوران، بلای مرد و زن ۳
فتنهٔ ایام و آشوب جهان
خانه سوز صد چو من، بیخانمان ۴
از درم ناگه درآمد، بیحجاب
لب گزان، از رخ برافکنده نقاب ۵
کاکل مشکین به دوش انداخته
وز نگاهی، کار عالم ساخته ۶
گفت: ای شیدا دل محزون من!
وی بلاکش عاشق مفتون من ۷
کیف حال القلب فی نار الفراق؟
گفتمش: والله حالی لایطاق ۸
یک دمک، بنشست بر بالین من
رفت و با خود برد عقل و دین من ۹
گفتمش: کی بینمت ای خوش خرام؟
گفت: نصب اللیل لکن فیالمنام ۱۰
سر به زانوی غمش، بنشسته فرد ۱
جان به لب، از حسرت گفتار او
دل، پر از نومیدی دیدار او ۲
آن قیامت قامت پیمان شکن
آفت دوران، بلای مرد و زن ۳
فتنهٔ ایام و آشوب جهان
خانه سوز صد چو من، بیخانمان ۴
از درم ناگه درآمد، بیحجاب
لب گزان، از رخ برافکنده نقاب ۵
کاکل مشکین به دوش انداخته
وز نگاهی، کار عالم ساخته ۶
گفت: ای شیدا دل محزون من!
وی بلاکش عاشق مفتون من ۷
کیف حال القلب فی نار الفراق؟
گفتمش: والله حالی لایطاق ۸
یک دمک، بنشست بر بالین من
رفت و با خود برد عقل و دین من ۹
گفتمش: کی بینمت ای خوش خرام؟
گفت: نصب اللیل لکن فیالمنام ۱۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۰
۵۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲ - بسم الله الرحمن الرحیم
گوهر بعدی:بخش ۴ - فی التأسف و الندامة علی صرف العمر فیما لاینفع فی القیامة و تأویل قول النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «سؤر المؤمن شفاء»
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.