هوش مصنوعی: شاعر در این متن از لحظات خوشی با معشوقه‌اش یاد می‌کند و توصیف‌های زیبایی از حضور او، سخنان شیرینش و فضای بهشتی خلوتشان ارائه می‌دهد. همچنین، به مقایسه‌هایی مانند چوگان در دست شاه و گوی در پای اسب اشاره می‌کند. در پایان، شاعر از دوری معشوق شکوه می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

غزل ۴۲ - دوشم اسباب عیش نیکو بود

دوشم اسباب عیش نیکو بود
خلوتم با نگار دلجو بود ۱

اندر آن خلوت بهشت آیین
غیر من هر چه بود نیکو بود ۲

با دلارام من مرا تا روز
سینه بر سینه روی بر رو بود ۳

سخنش چاشنی شکر داشت
دهنش پستهٔ سخن‌گو بود ۴

نکنی باور ار تو را گویم
که چه سیمین بر و سمن بو بود ۵

بود در دست شاه چون چوگان
آن که در پای اسب چون گو بود ۶

آسیای مراد را همه شب
سنگ بر چرخ و آب در جو بود ۷

من به نور جمال او خود را
چون نکو بنگریستم او بود ۸

زنگی شب چراغ ماه به دست
پاسبان وار بر سر کو بود ۹

دوری از دوست، سیف فرغانی!
گر ز تو تا تو یک سر مو بود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱ - دردمندان غم عشق دوا می‌خواهند
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - مشکل است این که کسی را به کسی دل برود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.