هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و سودای معشوق سخن می‌گوید. او از داغ عشق و دل‌بستگی به معشوق می‌گوید و از غم و اندوه ناشی از دوری او شکایت می‌کند. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که دوباره او را ببیند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی داشته باشد تا به درستی درک شود.

غزل ۱۵۷ - هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد ۱

من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم
داغ سودای توام سر سویدا باشد ۲

تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر
کز غمت دیده ی مردم همه دریا باشد ۳

از بن هر مژه‌ام آب روان است بیا
اگرت میل لب جوی و تماشا باشد ۴

چون گل و می دمی از پرده برون آی و درآ
که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد ۵

ظل ممدود خم زلف توام بر سر باد
کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد ۶

چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری
سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۷۵۶
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۶ - به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
گوهر بعدی:غزل ۱۵۸ - من و انکار شراب این چه حکایت باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.