هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از سیف فرغانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و ارتباط عاشقانه و روحانی با اوست. شاعر از غم عشق می‌گوید، از نیاز به توجه معشوق سخن می‌راند و از قدرت و عظمت او در جهان هستی یاد می‌کند. همچنین، توصیه‌هایی درباره حفظ اسرار عشق و همت در راه رسیدن به مقصود ارائه می‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم عشق و حفظ اسرار ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

غزل ۶۴ - من ز عشق تو رستم از غم خویش

من ز عشق تو رستم از غم خویش
ور بمیرم گرفته‌ام کم خویش ۱

در درون خراب من بنگر
لمن الملک بشنو از غم خویش ۲

زیر ابروت ماه رخسارت
بدر دارد هلال در خم خویش ۳

کای تو در کار دیگران همه چشم
نیک بنگر به کار درهم خویش ۴

بی‌من ار زنده ای به جان و به طبع
تا نمیری بدار ماتم خویش ۵

ور سلیمان دیو خود باشی
ای تو سلطان ملک عالم خویش، ۶

همچو انگشت خود یدالله را
یابی اندر میان خاتم خویش ۷

شمع ارواح مرده را چو مسیح
زنده می‌کن چو آتش از دم خویش ۸

همت اندر طلب مقدم دار
می‌رو اندر پی مقدم خویش ۹

هر دم اندر سفر همی کن شاد
عالمی را به فر مقدم خویش ۱۰

گر دلی خسته یابی از غم عشق
رو از آن خسته جوی مرهم خویش ۱۱

دوست را گرنه‌ای تو نامحرم
سر عشقش مگو به محرم خویش ۱۲

سیف فرغانی اندرین پرده
هیچ ازین تیزتر مکن بم خویش ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۳ - چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش
گوهر بعدی:غزل ۶۵ - دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.