هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از سیف فرغانی، به زیباییهای طبیعت و عشق الهی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند آفتاب، ماه، گل و بلبل، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از هجران و فراق شکایت دارد اما در عین حال، امید به وصال را حفظ کرده است. شعر همچنین به مفاهیمی مانند بخت، تقدیر و عشق زمینی و آسمانی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به درک عمیقتری از ادبیات فارسی دارند.
غزل ۶۳ - چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش
چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش
ماه رقاصی کند چون ذره در پیرامنش ۱
از لباس بخت عریانم و گرنه کردمی
دست در آغوش او بیزحمت پیراهنش ۲
دست بختم برفشاند آستین تا ساق عرش
گر بگیرد پای او گردم به سر چون دامنش ۳
نرگس اندر بوستان رخسارهٔ او دید و گفت
حال بلبل بین و با گل عمر ضایع کردنش ۴
راستی جز شربت وصلش مرا دارد زیان
گر طبیبم احتما فرماید از غم خوردنش ۵
ز آرزوی او همی خواهد که همچون ماهتاب
افتد از بام فلک خورشید اندر روزنش ۶
وصل و هجر دوست میکوشند هر یک تا کنند
دست او در گردنم یا خون من در گردنش ۷
با قد و بالای آن مه سرو را ای باغبان
یا به جای خویش بنشان یا ز بستان برکنش ۸
دامن دلهای ما پر خار انده کرد باز
آن که هر ساعت کند پیراهنی پر گل تنش ۹
گر ملامت گر نداند حال شبهای مرا
ز آفتاب روی او چون روز گردد روشنش ۱۰
سیف فرغانی بدو نامه نمییارد نوشت
ای صبا هر صبحدم میبر سلامی از منش ۱۱
ماه رقاصی کند چون ذره در پیرامنش ۱
از لباس بخت عریانم و گرنه کردمی
دست در آغوش او بیزحمت پیراهنش ۲
دست بختم برفشاند آستین تا ساق عرش
گر بگیرد پای او گردم به سر چون دامنش ۳
نرگس اندر بوستان رخسارهٔ او دید و گفت
حال بلبل بین و با گل عمر ضایع کردنش ۴
راستی جز شربت وصلش مرا دارد زیان
گر طبیبم احتما فرماید از غم خوردنش ۵
ز آرزوی او همی خواهد که همچون ماهتاب
افتد از بام فلک خورشید اندر روزنش ۶
وصل و هجر دوست میکوشند هر یک تا کنند
دست او در گردنم یا خون من در گردنش ۷
با قد و بالای آن مه سرو را ای باغبان
یا به جای خویش بنشان یا ز بستان برکنش ۸
دامن دلهای ما پر خار انده کرد باز
آن که هر ساعت کند پیراهنی پر گل تنش ۹
گر ملامت گر نداند حال شبهای مرا
ز آفتاب روی او چون روز گردد روشنش ۱۰
سیف فرغانی بدو نامه نمییارد نوشت
ای صبا هر صبحدم میبر سلامی از منش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲ - چو شد به خنده شکر بار پستهٔ دهنش
گوهر بعدی:غزل ۶۴ - من ز عشق تو رستم از غم خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.