هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از سیف فرغانی، بر اهمیت عشق الهی و تأثیر آن در نجات و زندهدلی انسان تأکید دارد. عشق به عنوان راه نجات، حیات بخش دلها، و عامل پاکی و طهارت روح توصیف شده است. همچنین، از غفلت دوری جسته و به پذیرش رنجهای عشق برای رسیدن به وصال الهی تشویق میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۵ - دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق
دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق
اگر نجات خوهی گوش کن عبارت عشق ۱
چو غافلان منشین، راه رو که برخیزد
دو کون از سر راهت به یک اشارت عشق ۲
خبر دهد که تو مردی و شد دلت زنده
ز مرگ رستی اگر بشنوی بشارت عشق ۳
چو هیزم ار چه بسی سوختی ولی خامی
که همچو دیگ نجوشیدی از حرارت عشق ۴
تو بر وضوی قدم باش و دل مده به کسی
که دوستی حدث بشکند طهارت عشق ۵
گرت دل است که سرمایهدار وصل شوی
ز سوز بگذر و درساز با خسارت عشق ۶
چو آسمان اگرش صدهزار باشد چشم
همیشه کور بود مرد بیبصارت عشق ۷
ورای عشق خرابی است تا سرت نرود
برون منه قدمی هرگز از عمارت عشق ۸
غلاموار همی کن ایاز را خدمت
که خواجه چاکر بنده است در امارت عشق ۹
شبی ز شربت وصلش دهان کنی شیرین
چو تلخ کام شوی روزی از مرارت عشق ۱۰
دگر ز حادثه غم نیست سیف فرغانی
تو را که خانه به تاراج شد ز غارت عشق ۱۱
اگر نجات خوهی گوش کن عبارت عشق ۱
چو غافلان منشین، راه رو که برخیزد
دو کون از سر راهت به یک اشارت عشق ۲
خبر دهد که تو مردی و شد دلت زنده
ز مرگ رستی اگر بشنوی بشارت عشق ۳
چو هیزم ار چه بسی سوختی ولی خامی
که همچو دیگ نجوشیدی از حرارت عشق ۴
تو بر وضوی قدم باش و دل مده به کسی
که دوستی حدث بشکند طهارت عشق ۵
گرت دل است که سرمایهدار وصل شوی
ز سوز بگذر و درساز با خسارت عشق ۶
چو آسمان اگرش صدهزار باشد چشم
همیشه کور بود مرد بیبصارت عشق ۷
ورای عشق خرابی است تا سرت نرود
برون منه قدمی هرگز از عمارت عشق ۸
غلاموار همی کن ایاز را خدمت
که خواجه چاکر بنده است در امارت عشق ۹
شبی ز شربت وصلش دهان کنی شیرین
چو تلخ کام شوی روزی از مرارت عشق ۱۰
دگر ز حادثه غم نیست سیف فرغانی
تو را که خانه به تاراج شد ز غارت عشق ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴ - من ز عشق تو رستم از غم خویش
گوهر بعدی:غزل ۶۶ - مرا که در تن بیقوت است جانی خشک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.