هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان میشود که از درد فراق و عشق سخن میگوید. شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر خود میگوید و گاهی از مفاهیمی مانند فداکاری، نابینایی معنوی در برابر نور عشق، و بیقدری وفا در دنیا شکایت میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی مانند گذر زمان و نگرانی از آینده وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم فلسفی و اشارات به رنج و فداکاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱ - صف مژگان تو بشکست چنان دلها را
صف مژگان تو بشکست چنان دلها را
که کسی نشکند این گونه صف اعدا را ۱
نیش خاری اگر از نخل تو خواهم خوردن
کافرم ، کافر، اگر نوش کنم خرما را ۲
گر ستاند ز صبا گرد رهت را نرگس
ای بسا نور دهد دیدهٔ نابینا را ۳
بیبها جنس وفا ماند هزاران افسوس
که ندانست کسی قیمت این کالا را ۴
حالیا گر قدح باده تو را هست بنوش
که نخوردهست کس امروز غم فردا را ۵
کسی از شمع در این جمع نپرسد آخر
کز چه رو سوخته پروانهٔ بیپروا را ۶
عشق پیرانه سرم شیفتهٔ طفلی کرد
که به یک غمزه زند راه دو صد دانا را ۷
سیلی از گریهٔ من خاست ولی میترسم
که بلایی رسد آن سرو سهی بالا را ۸
به جز از اشک فروغی که ز چشم تو فتاد
قطره دیدی که نیارد به نظر دریا را ۹
که کسی نشکند این گونه صف اعدا را ۱
نیش خاری اگر از نخل تو خواهم خوردن
کافرم ، کافر، اگر نوش کنم خرما را ۲
گر ستاند ز صبا گرد رهت را نرگس
ای بسا نور دهد دیدهٔ نابینا را ۳
بیبها جنس وفا ماند هزاران افسوس
که ندانست کسی قیمت این کالا را ۴
حالیا گر قدح باده تو را هست بنوش
که نخوردهست کس امروز غم فردا را ۵
کسی از شمع در این جمع نپرسد آخر
کز چه رو سوخته پروانهٔ بیپروا را ۶
عشق پیرانه سرم شیفتهٔ طفلی کرد
که به یک غمزه زند راه دو صد دانا را ۷
سیلی از گریهٔ من خاست ولی میترسم
که بلایی رسد آن سرو سهی بالا را ۸
به جز از اشک فروغی که ز چشم تو فتاد
قطره دیدی که نیارد به نظر دریا را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:غزل ۲ - تا اختیار کردم سر منزل رضا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.