هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از زبان شاعری است که در عشق و مستی غرق شده و از درد فراق و حسرت می‌نالد. او از عشق به معشوقی بلندمرتبه سخن می‌گوید که او را به پستی کشانده است. شاعر با امید دیدار معشوق، رنج‌ها و جراحات عشق را تحمل می‌کند و به پرستش معشوق می‌پردازد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از مفاهیم مانند مستی و حسرت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۱۶ - چنین که برده شراب لبت ز دست مرا

چنین که برده شراب لبت ز دست مرا
مگر به دامن محشر برند مست مرا ۱

چگونه از سرکویت توان کشیدن پای
که کرده هر سر موی تو پای بست مرا ۲

کبود شد فلک از رشک سربلندی من
که عشق سرو بلند تو ساخت پست مرا ۳

بدین امید که یک لحظه با تو بنشینم
هزار ناوک حسرت به دل نشست مرا ۴

به نیم بوسه توان صد هزار جان دادن
از آن دو لعل می‌آلود می‌پرست مرا ۵

کنون نه مست نگاه تو گشتم ای ساقی
که هست مستی این باده از الست مرا ۶

نشسته خیل غمش در دل شکستهٔ من
درست شد همه کاری از این شکست مرا ۷

خوشم به سینهٔ مجروح خویشتن یا رب
جراحتش مرساد آن که سینه خست مرا ۸

پرستش صنمی می‌کنم فروغی سان
که عشقش از پی این کار کرده هست مرا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵ - اگر مردان نمی بردند امتحانش را
گوهر بعدی:غزل ۱۷ - باعث مردن بلای عشق باشد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.