هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و حسرتهای ناکام خود میگوید. او از آرامش گمشده، بدنامیها، و دوری از معشوق سخن میراند و در عین حال، به امید دیدار دوباره و پختگی عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند بدنامی و حسرت نیاز به بلوغ ذهنی دارند.
غزل ۵۱ - اولم رام نمودی به دل آرامیها
اولم رام نمودی به دل آرامیها
آخرم سوختی از حسرت ناکامیها ۱
تو و نوشیدن پیمانه و خشنودی دل
من وخاک در میخانه و بدنامیها ۲
چشم سر مست تو تا ساقی هشیاران است
کی توان دست کشید از قدح آشامیها ۳
قدمی رنجه کن از سرو سمن ساق به باغ
تاصنوبر نزند لاف خوش اندامی ها ۴
میخورد مرغ دل از دوری خال و خط تو
غم بی دانگی و حسرت بیدامیها ۵
عاقبت چشم من افتاد بدان طلعت نیک
چشم بد دور از این نیک سرانجامیها ۶
سر و پا آتشم از عشق فروغی لیکن
پختگیها نتوان کرد بدین خامیها ۷
آخرم سوختی از حسرت ناکامیها ۱
تو و نوشیدن پیمانه و خشنودی دل
من وخاک در میخانه و بدنامیها ۲
چشم سر مست تو تا ساقی هشیاران است
کی توان دست کشید از قدح آشامیها ۳
قدمی رنجه کن از سرو سمن ساق به باغ
تاصنوبر نزند لاف خوش اندامی ها ۴
میخورد مرغ دل از دوری خال و خط تو
غم بی دانگی و حسرت بیدامیها ۵
عاقبت چشم من افتاد بدان طلعت نیک
چشم بد دور از این نیک سرانجامیها ۶
سر و پا آتشم از عشق فروغی لیکن
پختگیها نتوان کرد بدین خامیها ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰ - یار بی پرده کمر بست به رسوایی ما
گوهر بعدی:غزل ۵۲ - پایه عمر گرانمایه بر آب است برآب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.