هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر عمر بدون عشق را بیهوده می‌داند و راهی که به سوی معشوق نرود را گمراهی می‌خواند. او خود را مجرم عشق و دوزخ فراق می‌داند و هر ناله‌اش را نشانه‌ای از التماس به درگاه معشوق می‌شمارد. شاعر از بی‌قراری خود در فراق می‌گوید و حتی بهار نیز با وجود زیبایی‌هایش، به دلیل غیبت معشوق، برایش ملالت‌آور است. در نهایت، شاعر از عجز خود در بیان حال عشق سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد تا در روز رستاخیز، حال شهید عشق او را ببیند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۵۶ - عمری که صرف عشق نگردد بطالت است

عمری که صرف عشق نگردد بطالت است
راهی که رو به دوست ندارد ضلالت است ۱

من مجرم محبت و دوزخ فراق یار
واه درون به صدق مقالم دلالت است ۲

گیرم به خون دیده نویسم رساله را
کس را در آن حریم چه حد رسالت است ۳

در عمر خود به هیچ قناعت نموده‌ام
تا روزیم به تنگ دهانش حوالت است ۴

کام ار به استمالت ازو می‌توان گرفت
هر ناله‌ام علامت صد استمالت است ۵

گر سر نهم به پای تو عین سعادت است
ورجان کنم فدای تو جای خجالت است ۶

آمد بهار و خاطر من شد ملول‌تر
زیرا که باغ بی‌تو محل ملالت است ۷

گفتم که با تو صورت حالی بیان کنم
در دا که حال عشق برون از مقالت است ۸

برخیز تا به پای شود روز رستخیز
وانگه ببین شهید غمت در چه حالت است ۹

کی می‌کند قبول فروغی به بندگی
فرماندهی که صاحب چندین جلالت است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۷۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵ - از جلوه حسنت که بری از همه عیب است
گوهر بعدی:غزل ۵۷ - هر گه که آن خسرو زرین کمر از جا برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.