هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از دلبستگی و شیفتگی خود نسبت به او مینالد. او از دو عالم و همه چیز گذر کرده و تنها به معشوق میاندیشد. توصیفات شاعر از معشوق شامل زیباییهای ظاهری مانند زلف و لعل لب اوست و همچنین از تأثیر عمیق این عشق بر جان خود میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۸۹ - دلم فارغ ز قید کفر و دین است
دلم فارغ ز قید کفر و دین است
که مقصودم برون از آن و این است ۱
جدا تا ماندهام از آستانش
تو گویی گریهام در آستین است ۲
دو عالم را به یک نظاره دادیم
که سودای نظربازان چنین است ۳
بلای جانن من بالا بلندی است
که بر بالش جای آفرین است ۴
غزالی در کمند آورده بختم
که چین زلف او آشوب چین است ۵
نگاری جستهام زیبا و زیرک
زهی صورت که با معنی قرین است ۶
به لعل او فروشم خاتمی را
که اسم اعظمش نقش نگین است ۷
تماشا کن رخش را تا بدانی
که خورشید از چه خاکسترنشین است ۸
کس کان لعل و عارض دید گفتا
زهی کوثر که در خلدبرین است ۹
کمان ابرو بتی دارم فروغی
که از هر سو بتان را در کمین است ۱۰
که مقصودم برون از آن و این است ۱
جدا تا ماندهام از آستانش
تو گویی گریهام در آستین است ۲
دو عالم را به یک نظاره دادیم
که سودای نظربازان چنین است ۳
بلای جانن من بالا بلندی است
که بر بالش جای آفرین است ۴
غزالی در کمند آورده بختم
که چین زلف او آشوب چین است ۵
نگاری جستهام زیبا و زیرک
زهی صورت که با معنی قرین است ۶
به لعل او فروشم خاتمی را
که اسم اعظمش نقش نگین است ۷
تماشا کن رخش را تا بدانی
که خورشید از چه خاکسترنشین است ۸
کس کان لعل و عارض دید گفتا
زهی کوثر که در خلدبرین است ۹
کمان ابرو بتی دارم فروغی
که از هر سو بتان را در کمین است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸ - کسی که در سر او چشم مصلحت بین است
گوهر بعدی:غزل ۹۰ - قصد همه وصل حور و خلد برین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.