هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و رنجهای عشق اشاره دارد. شاعر از جمال معشوق، بیقراری عشق، و امید به وصال سخن میگوید و در عین حال، از درد فراق و ناپایداری دنیا شکوه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ناپایداری دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۱۱ - تا بر اطراف رخت جعد چلیپایی هست
تا بر اطراف رخت جعد چلیپایی هست
هر طرف پای نهی سلسله در پایی هست ۱
قتل عشاق تو خالی ز تماشایی نیست
وه که از هر طرفت طرفه تماشایی هست ۲
بعد کشتن تن صد چاک مرا باید سوخت
که هنوز از تو به دل باز تمنایی هست ۳
دی پی تجربه از کوی تو بیرون رفتم
به گمانی که مرا از تو شکیبایی هست ۴
جان شیرین ز غم عشق به تلخی دارم
به امیدی که تو را لعل شکرخایی هست ۵
لب جان بخش تو گر بوسه به جان بفروشد
من سودا زده را هم سر سودایی هست ۶
واعظ از سایهٔ طوبی سخنی میگوید
غیر قد تو مگر عالم بالایی هست ۷
من و سودای تو تا دامن صحرا برجاست
من و اندوه تو تا عشق غم افزایی هست ۸
ای که بیجرم خوری خون فروغی هر روز
هیچ گویا خبرت نیست که فردایی هست ۹
هر طرف پای نهی سلسله در پایی هست ۱
قتل عشاق تو خالی ز تماشایی نیست
وه که از هر طرفت طرفه تماشایی هست ۲
بعد کشتن تن صد چاک مرا باید سوخت
که هنوز از تو به دل باز تمنایی هست ۳
دی پی تجربه از کوی تو بیرون رفتم
به گمانی که مرا از تو شکیبایی هست ۴
جان شیرین ز غم عشق به تلخی دارم
به امیدی که تو را لعل شکرخایی هست ۵
لب جان بخش تو گر بوسه به جان بفروشد
من سودا زده را هم سر سودایی هست ۶
واعظ از سایهٔ طوبی سخنی میگوید
غیر قد تو مگر عالم بالایی هست ۷
من و سودای تو تا دامن صحرا برجاست
من و اندوه تو تا عشق غم افزایی هست ۸
ای که بیجرم خوری خون فروغی هر روز
هیچ گویا خبرت نیست که فردایی هست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۰ - خوش است اگر ز تو ما را دل غمینی هست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۲ - هیچ سر نیست که با زلف تو در سودا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.