هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید و به تأثیرات عمیق عشق بر دل و جان انسان می‌پردازد. شاعر از درد هجران، ویرانی دل، و دیوانگی ناشی از عشق صحبت می‌کند و از تشبیهات زیبایی مانند موی زلف، شمع و پروانه، و می‌خانه استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تشبیهات و مفاهیم مانند دیوانگی و ویرانی ممکن است نیاز به بلوغ ذهنی برای درک داشته باشند.

غزل ۱۸۷ - زلف پر چین تو مشاطه شبی شانه نکرد

زلف پر چین تو مشاطه شبی شانه نکرد
که دو صد خون به دل محرم و بیگانه نکرد ۱

خرمنی نیست که غمهای تو بر باد نداد
خانه‌ای نیست که سودای تو ویرانه نکرد ۲

آخرش چرخ به زندان مکافات کشید
هر که را سلسلهٔ موی تو دیوانه نکرد ۳

شیخ تا حلقهٔ زنار سر زلف تو دید
هیچ در دل هوس سبحهٔ صد دانه نکرد ۴

رخ افروخته‌ات ز آتش هجرانم سوخت
آن چه او کرد به من، شمع به پروانه نکرد ۵

خانه هستیش از سیل فنا ویران باد
هر که از روی صفا خدمت می‌خانه نکرد ۶

نه عجب گر بکند دست قضا ریشهٔ او
هر حریفی که می از شیشه به پیمانه نکرد ۷

آگهی هیچ ز کیفیت مستانش نیست
آن که در پای قدح نعرهٔ مستانه نکرد ۸

پی به سر منزل مقصود فروغی نبرد
آن که جان را به فدای سر جانانه نکرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۶ - نه حسرت وصالش از دل به در توان کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸ - هر گه که ناوکی ز کمانت کمانه کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.