هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه از زبان شاعری بیان میشود که عشق و مستی معنوی را در خدمت به میخانه (نماد خانقاه یا راه عرفان) میستاید. او از تأثیرات عمیق عشق و زیبایی معشوق بر روح و عقل خود سخن میگوید و از رنجها و تلاشهایش در این مسیر یاد میکند. شاعر به مفاهیمی مانند فنا، عشق الهی، و جذبههای روحانی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده مانند میخانه و مستی معنوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و مفاهیم انتزاعی دارند.
غزل ۱۸۹ - ای خوشا رندی که رو در ساحت میخانه کرد
ای خوشا رندی که رو در ساحت میخانه کرد
چارهٔ دور فلک از گردش پیمانه کرد ۱
سال ها کردم به صافی خدمت میخانه را
تا می صاف محبت در وجودم خانه کرد ۲
دانهٔ تسبیح ما را حالتی هرگز نداد
بعد از این در پای خم، انگور باید دانه کرد ۳
نازم آن چشم سیه کز یک نگاه آشنا
مردم آگاه را از خویشتن بیگانه کرد ۴
چشمهٔ خورشید رویش چشم را بی تاب ساخت
حلقهٔ زنجیر مویش عقل را دیوانه کرد ۵
من که در افسون گری افسانهام در روزگار
نرگس افسون گر ساقی مرا افسانه کرد ۶
دامن آن گنج شادی را نیاوردم به دست
سیل غم بیهوده یکسر خانهای ویرانه کرد ۷
سر حق را بر سر دار فنا کرد آشکار
در طلب منصور الحق همت مردانه کرد ۸
آن چه با جان فروغی کرد حسن روی دوست
کی فروغی شمع با آتش به جان پروانه کرد ۹
چارهٔ دور فلک از گردش پیمانه کرد ۱
سال ها کردم به صافی خدمت میخانه را
تا می صاف محبت در وجودم خانه کرد ۲
دانهٔ تسبیح ما را حالتی هرگز نداد
بعد از این در پای خم، انگور باید دانه کرد ۳
نازم آن چشم سیه کز یک نگاه آشنا
مردم آگاه را از خویشتن بیگانه کرد ۴
چشمهٔ خورشید رویش چشم را بی تاب ساخت
حلقهٔ زنجیر مویش عقل را دیوانه کرد ۵
من که در افسون گری افسانهام در روزگار
نرگس افسون گر ساقی مرا افسانه کرد ۶
دامن آن گنج شادی را نیاوردم به دست
سیل غم بیهوده یکسر خانهای ویرانه کرد ۷
سر حق را بر سر دار فنا کرد آشکار
در طلب منصور الحق همت مردانه کرد ۸
آن چه با جان فروغی کرد حسن روی دوست
کی فروغی شمع با آتش به جان پروانه کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۸ - هر گه که ناوکی ز کمانت کمانه کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۰ - نرخ یک بوسه گر آن لعل به صدجان میکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.