هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به توصیف عشق الهی و بیقید و شرط میپردازد که فراتر از مفاهیم دینی مانند کفر و اسلام است. شاعر از معشوقی سخن میگوید که جمالش تغییرناپذیر و وجودش بیآغاز و بیانتهاست. عاشقان این معشوق از هرگونه قید و بند رها هستند و تنها به او دل بستهاند. شعر با تصاویر زیبایی مانند زلف معشوق، لب شیرین و چشمهای فریبنده، عشق و شیفتگی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم به کار رفته نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و فلسفه دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۳۱۰ - در عالم عشق تو نه کفر است و نه اسلام
در عالم عشق تو نه کفر است و نه اسلام
عشاق تو فارغ ز پرستیدن اصنام ۱
آن جا که جمال تو نه تغییر و نه تبدیل
وان جا که وجود تو نه آغاز و نه انجام ۲
در مژده گذر کن که دمی در بدنش روح
بر زنده نظر کن که بری از دلش آرام ۳
سرمایه آمالی و بخشندهٔ احوال
دیباچهٔ ارواحی و شیرازهٔ اجسام ۴
هم قبلهٔ عشاقی و هم کعبهٔ مشتاق
هم شورش آفاقی و هم فتنهٔ ایام ۵
دل های مجرد همه در چنبر آن زلف
مرغان بهشتی همه در حلقهٔ آن دام ۶
یک میکده میخوردم از آن لعل میآلود
یک باغچه گل چیدم از آن عارض گلفام ۷
ما را نه غم طعن و نه اندیشهٔ ناموس
مستان تو آسوده هم از ننگ و هم از نام ۸
تا زیب بناگوش تو شد طرهٔ مشکین
هرگز خبرم نیست نه از صبح و نه از شام ۹
هیچ از لب و چشم تو قناعت نتوان کرد
یارب چه نهادند در این شکر و بادام ۱۰
بگذار ببوسد لب نوش تو فروغی
زان پیش که جان را بنهد بر سر این کام ۱۱
عشاق تو فارغ ز پرستیدن اصنام ۱
آن جا که جمال تو نه تغییر و نه تبدیل
وان جا که وجود تو نه آغاز و نه انجام ۲
در مژده گذر کن که دمی در بدنش روح
بر زنده نظر کن که بری از دلش آرام ۳
سرمایه آمالی و بخشندهٔ احوال
دیباچهٔ ارواحی و شیرازهٔ اجسام ۴
هم قبلهٔ عشاقی و هم کعبهٔ مشتاق
هم شورش آفاقی و هم فتنهٔ ایام ۵
دل های مجرد همه در چنبر آن زلف
مرغان بهشتی همه در حلقهٔ آن دام ۶
یک میکده میخوردم از آن لعل میآلود
یک باغچه گل چیدم از آن عارض گلفام ۷
ما را نه غم طعن و نه اندیشهٔ ناموس
مستان تو آسوده هم از ننگ و هم از نام ۸
تا زیب بناگوش تو شد طرهٔ مشکین
هرگز خبرم نیست نه از صبح و نه از شام ۹
هیچ از لب و چشم تو قناعت نتوان کرد
یارب چه نهادند در این شکر و بادام ۱۰
بگذار ببوسد لب نوش تو فروغی
زان پیش که جان را بنهد بر سر این کام ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۹ - هر دل شیدا که شد به روی تو مایل
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱ - من خراب نگه نرگس شهلای توام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.