هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید و از رنجها و نازهای معشوق شکایت میکند. او خود را اسیر عشق میداند و از ترس رهایی از این قید ابراز نگرانی میکند. شاعر با اشاره به داستانهای عاشقانهای مانند لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد، احساسات خود را بیان میکند و در نهایت به ناپایداری شادی و غم در جهان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۶ - تا شدم صید تو آسوده ز هر صیادم
تا شدم صید تو آسوده ز هر صیادم
وای بر من گر ازین قید کنی آزادم ۱
نازها کردی و از عجز کشیدم نازت
عجزها کردم و از عجب ندادی دادم ۲
چون مرا میکشی از کشتنم انکار مکن
که من از بهر همین کار ز مادر زادم ۳
تو قوی پنجه شکارافکن و من صید ضعیف
ترسم از ضعف به گوشت نرسد فریادم ۴
آب چشمم مگر از خاک درت چاره شود
ورنه این سیل پیاپی بکند بنیادم ۵
گاهی از جلوهٔ لیلیروشی مجنونم
گاهی از خندهٔ شیرین منشی فرهادم ۶
جاودان نیست فروغی غم و شادی جهان
شکر زان گویم اگر شاد و گر ناشادم ۷
وای بر من گر ازین قید کنی آزادم ۱
نازها کردی و از عجز کشیدم نازت
عجزها کردم و از عجب ندادی دادم ۲
چون مرا میکشی از کشتنم انکار مکن
که من از بهر همین کار ز مادر زادم ۳
تو قوی پنجه شکارافکن و من صید ضعیف
ترسم از ضعف به گوشت نرسد فریادم ۴
آب چشمم مگر از خاک درت چاره شود
ورنه این سیل پیاپی بکند بنیادم ۵
گاهی از جلوهٔ لیلیروشی مجنونم
گاهی از خندهٔ شیرین منشی فرهادم ۶
جاودان نیست فروغی غم و شادی جهان
شکر زان گویم اگر شاد و گر ناشادم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۵ - در جلوهگاه جانان جان را به شوق دادم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۷ - در عالم محبت دانی چه کار کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.