هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و فلسفی از عشق، درد، و پناهجویی در برابر زمانه سخن میگوید. شاعر از عشق به عنوان پناهگاهی در برابر رنجها یاد میکند و با تصاویری مانند شراب، تیر، و مرغ، احساسات عمیق خود را بیان میدارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال بهطور کامل قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها مانند شراب و تیر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۳۶۳ - تا هست نشانی از نشانم
تا هست نشانی از نشانم
خاک قدم سبوکشانم ۱
تا ساغر من پر از شراب است
از شر زمانه در امانم ۲
تا در کفم آستین ساقیست
فرش است فلک بر آستانم ۳
در مرهم زخم خود چه کوشم
کاین تیر گذشت از استخوانم ۴
دردا که به وادی محبت
دنبالترین کاروانم ۵
گفتی منشین به راه تیرم
تا تیر تو میزنی، نشانم ۶
پیوسته ببوسم ابروانت
گر تیر زنی بدین کمانم ۷
بالای تو تا نصیب من شد
ایمن ز بلای ناگهانم ۸
گفتم که بنالم از جفایت
زد مهر تو مهر بر دهانم ۹
بالم مشکن که شاه بازم
خونم مفشان که نغمهخوانم ۱۰
مرغ کهنم در این چمن لیک
بر شاخ تو تازه آشیانم ۱۱
دیدم ز محبتش فروغی
چیزی که نبود در گمانم ۱۲
خاک قدم سبوکشانم ۱
تا ساغر من پر از شراب است
از شر زمانه در امانم ۲
تا در کفم آستین ساقیست
فرش است فلک بر آستانم ۳
در مرهم زخم خود چه کوشم
کاین تیر گذشت از استخوانم ۴
دردا که به وادی محبت
دنبالترین کاروانم ۵
گفتی منشین به راه تیرم
تا تیر تو میزنی، نشانم ۶
پیوسته ببوسم ابروانت
گر تیر زنی بدین کمانم ۷
بالای تو تا نصیب من شد
ایمن ز بلای ناگهانم ۸
گفتم که بنالم از جفایت
زد مهر تو مهر بر دهانم ۹
بالم مشکن که شاه بازم
خونم مفشان که نغمهخوانم ۱۰
مرغ کهنم در این چمن لیک
بر شاخ تو تازه آشیانم ۱۱
دیدم ز محبتش فروغی
چیزی که نبود در گمانم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۲ - نرگسش گفت که من ساقی میخوارانم
گوهر بعدی:غزل ۳۶۴ - فدای قاصد جانان کز او آسوده شد جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.