هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق و نالههای عاشقان مینالد، از پندهای ادیبان بیزار است و دل فریبیهای دنیا را نکوهش میکند. او به صبر در عشق اشاره دارد و از مرگ ناشکیبایان میگوید. در پایان، شعر به طلوع سعادت و رهایی از درد عشق با کمک طبیبان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و حسرت، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و ناشکیبایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۳۹۴ - محبان را نصیب است از حبیبان
محبان را نصیب است از حبیبان
من حسرت کش از حسرت نصیبان ۱
فغان کان گلبن سرکش ندارد
سری با نالههای عندلیبان ۲
مرا گویند از آن رو دیده بربند
که فارغ باشی از پند ادیبان ۳
دلی میباید از آهن کسی را
که بر بندد نظر زین دل فریبان ۴
به چشم خود اگر بینی اجل را
از آن خوش تر که دیدار رقیبان ۵
نمیماند شکیبم در محبت
چو میمیرد یکی از ناشکیبان ۶
کشد سر در گریبان ماه و خورشید
چو بگشایی ز هم چاک گریبان ۷
فروزان طلعت صبح سعادت
معنبر طرات شام غریبان ۸
فروغی را به درد عشق کشتی
خلاصش کردی از ناز طبیبان ۹
من حسرت کش از حسرت نصیبان ۱
فغان کان گلبن سرکش ندارد
سری با نالههای عندلیبان ۲
مرا گویند از آن رو دیده بربند
که فارغ باشی از پند ادیبان ۳
دلی میباید از آهن کسی را
که بر بندد نظر زین دل فریبان ۴
به چشم خود اگر بینی اجل را
از آن خوش تر که دیدار رقیبان ۵
نمیماند شکیبم در محبت
چو میمیرد یکی از ناشکیبان ۶
کشد سر در گریبان ماه و خورشید
چو بگشایی ز هم چاک گریبان ۷
فروزان طلعت صبح سعادت
معنبر طرات شام غریبان ۸
فروغی را به درد عشق کشتی
خلاصش کردی از ناز طبیبان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۳ - ما ز چشم تو مست یک نگهیم
گوهر بعدی:غزل ۳۹۵ - ای که ز آب زندگی لعل تو میدهد نشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.