هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از معشوق خود با عباراتی پراحساس و نمادین یاد میکند. او از پیک سحرگاهی میخواهد پیغامی به معشوق برساند و از عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از معشوق میخواهد که یا او را نابود کند یا زندگیاش را دگرگون سازد. همچنین، او از رنجهای عشق و ستمهای معشوق شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نمادین و پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر داشته باشند.
غزل ۴۰۷ - ای پیک سحرگاهی پیغامی از و سرکن
ای پیک سحرگاهی پیغامی از و سرکن
ور تنگ شکر خواهی این نکته مکرر کن ۱
گفتی که بکش دامان از خاک در جانان
سر پیچم از این فرمان، فرمایش دیگر کن ۲
خواهی نخوری یک جو خون از فلک کج رو
هم بنده ساقی شو، هم خدمت ساغر کن ۳
ای از همه خوبان به، شکر کش و فرمان ده
هم پای به میدان نه، هم دست به خنجر کن ۴
تو لعبت حوری وش، زان روی دلت دلکش
خط بر در جنت کش، خون در دل کوثر کن ۵
با غمزهٔ غارتگر ترکانه درآ از در
هم خانه به یغما بر، هم شهر مسخر کن ۶
تیر ستمت خوردم، بار المت بردم
یعنی ز غمت مردم، اندیشه ز داور کن ۷
بت چون تو ندیدم من، سنگین دل و سیمین تن
یا بیخ مرا برکن، یا خاک مرا زر کن ۸
ای کرده قدت بر پا هم فتنه و هم غوغا
برخیز و فروغی را آسوده ز محشر کن ۹
ور تنگ شکر خواهی این نکته مکرر کن ۱
گفتی که بکش دامان از خاک در جانان
سر پیچم از این فرمان، فرمایش دیگر کن ۲
خواهی نخوری یک جو خون از فلک کج رو
هم بنده ساقی شو، هم خدمت ساغر کن ۳
ای از همه خوبان به، شکر کش و فرمان ده
هم پای به میدان نه، هم دست به خنجر کن ۴
تو لعبت حوری وش، زان روی دلت دلکش
خط بر در جنت کش، خون در دل کوثر کن ۵
با غمزهٔ غارتگر ترکانه درآ از در
هم خانه به یغما بر، هم شهر مسخر کن ۶
تیر ستمت خوردم، بار المت بردم
یعنی ز غمت مردم، اندیشه ز داور کن ۷
بت چون تو ندیدم من، سنگین دل و سیمین تن
یا بیخ مرا برکن، یا خاک مرا زر کن ۸
ای کرده قدت بر پا هم فتنه و هم غوغا
برخیز و فروغی را آسوده ز محشر کن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۶ - یا که دندان طمع را از لب جانان بکن
گوهر بعدی:غزل ۴۰۸ - شبها به بزم مدعی ای بی مروت جا مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.