هوش مصنوعی:
شاعر از معشوق یا رقیب خود میخواهد که در بزم دیگران شرکت نکند، به او آرامش ندهد و باعث آزارش نشود. همچنین از او میخواهد که با رفتارهایش باعث حسرت و آزردگی او نشود و زمان حال را به فردا موکول نکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد.
غزل ۴۰۸ - شبها به بزم مدعی ای بی مروت جا مکن
شبها به بزم مدعی ای بی مروت جا مکن
آرام جان او مشو، آزار جان ما مکن ۱
از بهر حسرت خوردنم، لب بر لب ساغر منه
دست از پی آزردنم در گردن مینا مکن ۲
در بزم غیر ای بی وفا بهر خدا مگذار پا
ما را و خود را بیش از این آزرده و رسوا مکن ۳
هردم به مجلس ای رقیب از یار دلجویی مجو
خاطر نگهداریش را خاطر نشان ما مکن ۴
درد فروغی را وا تا کی به فردا افکنی
اندیشه از فردا بدار، امروز را فردا مکن ۵
آرام جان او مشو، آزار جان ما مکن ۱
از بهر حسرت خوردنم، لب بر لب ساغر منه
دست از پی آزردنم در گردن مینا مکن ۲
در بزم غیر ای بی وفا بهر خدا مگذار پا
ما را و خود را بیش از این آزرده و رسوا مکن ۳
هردم به مجلس ای رقیب از یار دلجویی مجو
خاطر نگهداریش را خاطر نشان ما مکن ۴
درد فروغی را وا تا کی به فردا افکنی
اندیشه از فردا بدار، امروز را فردا مکن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۷ - ای پیک سحرگاهی پیغامی از و سرکن
گوهر بعدی:غزل ۴۰۹ - گاهی به نوشخند لبت را اشاره کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.