هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و بیگناهی خود میگوید و از بیعدالتی و غضب معشوق شکایت میکند. او از دوری از معشوق و رنجهای عشق مینالد و به بیپناهی و تنهایی خود اشاره میکند. در نهایت، شاعر به تأثیر عشق و فتنهانگیزی خود اعتراف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و بیپناهی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۴۱۹ - ثواب من همه شد عین رو سیاهی من
ثواب من همه شد عین رو سیاهی من
که خواجه در غضب آمد ز بی گناهی من ۱
فغان که دور فتادم ز کوی ماهوشی
که در گدایی او بود پادشاهی من ۲
به جرم بیگنهی کشتیام خوشا روزی
که غمزهٔ تو درآید به عذرخواهی من ۳
توان شناخت که من دردمند عشق توام
نه اشک سرخ و رخ زرد و رنگ کاهی من ۴
ز کشتگان غمت چون گواه میطلبند
گواه من نبود غیر بیگواهی من ۵
به غیر تیغ پناهم نماند و میپرسم
که رحم در دلت آید ز بیپناهی من ۶
سحر به کشتنم از در درآمدی سرمست
مگو نداشت اثر آه صبحگاهی من ۷
نریخت تا به زمین خون پاک بازان را
به خون دلیر نشد دلبر سپاهی من ۸
سزد فروغی اگر کج کلاه من گوید
که فتنه راست شد از فر کج کلاهی من ۹
که خواجه در غضب آمد ز بی گناهی من ۱
فغان که دور فتادم ز کوی ماهوشی
که در گدایی او بود پادشاهی من ۲
به جرم بیگنهی کشتیام خوشا روزی
که غمزهٔ تو درآید به عذرخواهی من ۳
توان شناخت که من دردمند عشق توام
نه اشک سرخ و رخ زرد و رنگ کاهی من ۴
ز کشتگان غمت چون گواه میطلبند
گواه من نبود غیر بیگواهی من ۵
به غیر تیغ پناهم نماند و میپرسم
که رحم در دلت آید ز بیپناهی من ۶
سحر به کشتنم از در درآمدی سرمست
مگو نداشت اثر آه صبحگاهی من ۷
نریخت تا به زمین خون پاک بازان را
به خون دلیر نشد دلبر سپاهی من ۸
سزد فروغی اگر کج کلاه من گوید
که فتنه راست شد از فر کج کلاهی من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۸ - لبش را هر چه بوسیدم، فزونتر شد هوای من
گوهر بعدی:غزل ۴۲۰ - خونم بتی ریخت کش داده بی چون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.