هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه به ستایش و نیایش خداوند می‌پردازد و از عشق الهی و تسلط خدا بر دل‌ها سخن می‌گوید. شاعر از قدرت و لطافت خداوند در جذب دل‌ها، از دست دادن اختیار در برابر عشق الهی، و ناتوانی در صبر و شکیبایی در این مسیر می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به تأثیر خداوند بر همه‌ی مکان‌های مقدس و ادیان مختلف دارد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۴۴۲ - تنها نه جا به خلوت دل‌ها گرفته‌ای

تنها نه جا به خلوت دل‌ها گرفته‌ای
ملک وجود را همه یک جا گرفته‌ای ۱

تا شانه را به جعد معنبر کشیده‌ای
کاشانه را به عنبر سارا گرفته‌ای ۲

یارب چه لعبتی تو که چندین هزار دل
از جعد چین به چین چلیپا گرفته‌ای ۳

من خود گرفتم از تو توان برگرفت دل
با این چه می‌کنم که به جان جا گرفته‌ای ۴

حسرت مبر ز گریهٔ بی اختیار ما
اکنون که اختیار دل از ما گرفته‌ای ۵

گفتی صبور باش به سودای عشق من
وقتی که صبرم از دل شیدا گرفته‌ای ۶

دل خستهٔ دو لعل تو را جان به لب رسید
با آن که نکته‌ها به مسیحا گرفته‌ای ۷

آسوده از تو در حرم و دیر کس نماند
کسودگی زمؤمنو ترسا گرفته‌ای ۸

روزی دل فروغی مسکین شکسته‌ای
کز دست غیر ساغر صهبا گرفته‌ای ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۱ - تا به چشمان سیه سرمه درانداخته‌ای
گوهر بعدی:غزل ۴۴۳ - تا به جفایت خوشم، ترک جفا کرده‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.