هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام، رنج‌های عاشقانه و ناامیدی در رسیدن به معشوق سخن می‌گوید. شاعر از بی‌وفایی معشوق و دردهای عشق شکایت می‌کند و با تصاویری مانند جنگ، ابر بهار و شیشه بر سنگ، احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند 'کشتن عشاق' و 'خون مسلمان' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

غزل ۴۴۶ - گر نه از کشتن عشاق به تنگ آمده‌ای

گر نه از کشتن عشاق به تنگ آمده‌ای
پس چرا بر سر ایشان به درنگ آمده‌ای ۱

خانه پرداخته‌ام تا تو ز جا خاسته‌ای
سپر انداخته‌ام تا تو به جنگ آمده‌ای ۲

پنجهٔ عشق قوی پنجه نبرد است گهی
مگر آن حوصله‌ای کش تو به چنگ آمده‌ای ۳

گوهر مقصد صاحب نظرانی لیکن
در دم افعی و در کام نهنگ آمده‌ای ۴

اشک رنگین بسی از دیده فشاند ابر بهار
تا تو ای شاخ گل تازه به رنگ آمده‌ای ۵

کافران را رسد ار خون مسلمان ریزند
تا تو زیبا صنم از شهر فرنگ آمده‌ای ۶

آخر از ناله به جایی نرسیدی ای دل
همه جا شیشه صفت بر سر سنگ آمده‌ای ۷

پی به منزل مقصود نخواهی بردن
تو که در بادیه با مرکب لنگ آمده‌ای ۸

کی توان نام تو را برد فروغی در عشق
کز سر کوی بتان زنده به ننگ آمده‌ای ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۵ - امشب ای زلف سیه سخت پریشان شده‌ای
گوهر بعدی:غزل ۴۴۷ - رهزن ایمان من شد نازنین تازه‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.