هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق به معشوق، بی‌اعتنایی به دنیا و تعلقات آن، و ارزش رهایی از توشه‌های مادی سخن می‌گوید. شاعر عشق را بالاتر از هر چیزی می‌داند و معتقد است که نجات انسان در ترک وابستگی‌هاست. همچنین، اشاره‌ای به رندی و بی‌اعتنایی به ظواهر دنیوی دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رندی و بی‌اعتنایی به دنیا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۵ - ما را ز شوق یار به غیر التفات نیست

ما را ز شوق یار به غیر التفات نیست
پروای جان خویش و سر کائنات نیست ۱

از پیش یار اگر نفسی دور می‌شوم
هر دم که میزنم ز حساب حیات نیست ۲

در عاشقی خموشی و در هجر صابری
این خود حکایتیست که در ممکنات نیست ۳

رندی گزین که شیوهٔ ناموس و رنگ و بو
غیر از خیال باطل و جز ترهات نیست ۴

بگذار هرچه داری و بگذر که مرد را
جز ترک توشه توشهٔ راه نجات نیست ۵

از خود طلب که هرچه طلب میکنی زیار
در تنگنای کعبه و در سومنات نیست ۶

در یوزه کردم از لب دلدار بوسه‌ای
گفتا برو عبید که وقت زکات نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴ - دلداده را ز تیر ملامت گزند نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۶ - ترک سر مستم که ساغر می گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.