هوش مصنوعی:
این متن به زیبایی و بیهمتایی یار اشاره دارد و عشق عمیق و فداکاری شاعر را نسبت به معشوق بیان میکند. شاعر از بیقراری و دیوانگی ناشی از عشق سخن میگوید و خود را کشتهی عشق میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۰ - هرگز کسی به خوبی چون یار ما نباشد
هرگز کسی به خوبی چون یار ما نباشد
مه را نظیر رویش گفتن روا نباشد ۱
موئی چنان خمیده چشمی چنان کشیده
در چین به دست ناید و اندر ختا نباشد ۲
با او همیشه ما را جز لاله در نگیرد
با ما همیشه او را جز ماجرا نباشد ۳
گر حال من نپرسد عیبش مکن که هرگز
سودای پادشاهی حد گدا نباشد ۴
ما کشتگان عشقیم همچون عبید ما را
عقلی سلیم نبود صبری بجا نباشد ۵
مه را نظیر رویش گفتن روا نباشد ۱
موئی چنان خمیده چشمی چنان کشیده
در چین به دست ناید و اندر ختا نباشد ۲
با او همیشه ما را جز لاله در نگیرد
با ما همیشه او را جز ماجرا نباشد ۳
گر حال من نپرسد عیبش مکن که هرگز
سودای پادشاهی حد گدا نباشد ۴
ما کشتگان عشقیم همچون عبید ما را
عقلی سلیم نبود صبری بجا نباشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹ - دوش اشگم سر به جیحون میکشید
گوهر بعدی:غزل ۴۱ - دوش لعلت نفسی خاطر ما خوش میکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.