هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد و رنج عشق و جدایی می‌گوید و با تصاویر شاعرانه مانند جاری شدن اشک به رود جیحون، کشیده شدن دل به سوی زلف یار، و تأثیرات نگاه و غمزه معشوق، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده‌ای است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۹ - دوش اشگم سر به جیحون میکشید

دوش اشگم سر به جیحون میکشید
دل بدان زلفین شبگون میکشید ۱

ناتوان شخص ضعیفم هر زمان
اشگ ریزان ناله را چون میکشید ۲

گاه اشگش سوی صحرا میدواند
گاه آهش سوی گردون میکشید ۳

ناگهان خیل خیالش بر سرم
لشگر از بهر شبیخون میکشید ۴

دید آن چشم بلابین دمبدم
تا گریبان جامه در خون میکشید ۵

آستین بر زد خیالش تا به روز
رخت از آن دریا به هامون میکشید ۶

غمزه‌اش تیری که میزد بر عبید
لعل او پیکانش بیرون میکشید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸ - گرم عنایت او در بروی بگشاید
گوهر بعدی:غزل ۴۰ - هرگز کسی به خوبی چون یار ما نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.