هوش مصنوعی: این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از تلاش برای رهایی از غم و اندوه، دوری از افراد ناسازگار، و امید به آینده‌ای بهتر سخن می‌گوید. او به دنبال نور و روشنایی در تاریکی است و از بی‌مروتی دنیا شکایت می‌کند. همچنین، شاعر به عشق و امید به بهار و شکوفایی اشاره می‌کند و از غفلت انسان در زندگی انتقاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتقادی و اجتماعی آن ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

غزل ۲۳۲ - بر سر آنم که گر ز دست برآید

بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید ۱

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید ۲

صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید ۳

بر در ارباب بی‌مروت دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید ۴

ترک گدایی مکن که گنج بیابی
از نظر ره روی که در گذر آید ۵

صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا که قبول افتد و که در نظر آید ۶

بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید ۷

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۶۷۷
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۱ - گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گوهر بعدی:غزل ۲۳۳ - دست از طلب ندارم تا کام من برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.