هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساس ناامیدی و دوری از رسیدن به آرزوها و مقاصد است. شاعر از درد و رنجی میگوید که درمان نمیشود و از عشقی که به وصال نمیرسد. او مقایسهای بین رهروانی که به کعبه میرسند و خودش که به خارهای مغیلان میرسد، انجام میدهد. همچنین، اشارهای به عاشقان پیشین دارد که به مقصود رسیدهاند، اما او و امثال او از رسیدن به آنها عاجزند. شعر با تصاویری از ناتوانی در رسیدن به نور حقیقت و عظمت الهی پایان مییابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۵ - از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم
از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم
بر لب رسید جان و به جانان نمیرسیم ۱
گر رهروان به کعبهٔ مقصود میرسند
ما جز به خارهای مغیلان نمیرسیم ۲
آنانکه راه عشق سپردند پیش از این
شبگیر کردهاند به ایشان نمیرسیم ۳
ایشان مقیم در حرم وصل ماندهاند
ما سعی میکنیم و به دربان نمیرسیم ۴
بوئی ز عود میشنود جان ما ولی
در کنه کار مجمره گردان نمیرسیم ۵
چون صبح در صفا نفس صدق میزنیم
لیکن به آفتاب درخشان نمیرسیم ۶
در مسکنت چو پیرو سلمان نمیشویم
در سلطنت به جاه سلیمان نمیرسیم ۷
همچون عبید واله و حیران بماندهایم
در سر کارخانهٔ یزدان نمیرسیم ۸
بر لب رسید جان و به جانان نمیرسیم ۱
گر رهروان به کعبهٔ مقصود میرسند
ما جز به خارهای مغیلان نمیرسیم ۲
آنانکه راه عشق سپردند پیش از این
شبگیر کردهاند به ایشان نمیرسیم ۳
ایشان مقیم در حرم وصل ماندهاند
ما سعی میکنیم و به دربان نمیرسیم ۴
بوئی ز عود میشنود جان ما ولی
در کنه کار مجمره گردان نمیرسیم ۵
چون صبح در صفا نفس صدق میزنیم
لیکن به آفتاب درخشان نمیرسیم ۶
در مسکنت چو پیرو سلمان نمیشویم
در سلطنت به جاه سلیمان نمیرسیم ۷
همچون عبید واله و حیران بماندهایم
در سر کارخانهٔ یزدان نمیرسیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۴ - هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم
گوهر بعدی:غزل ۸۶ - ما که رندان کیسه پردازیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.