هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و از درد هجران و اشتیاق دیدار او مینالد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین پیچیده باشد.
غزل ۱۰۱ - زهی لعل لبت درج لئالی
زهی لعل لبت درج لئالی
مه روی ترا شب در حوالی ۱
چو چشمت گشتم از بیمار شکلی
چو زلفت گشتم از آشفته حالی ۲
حدیث زلف خود از چشم من پرس
«سل السهران عن طول اللیالی» ۳
ز شوق قامتت مردم خدا را
«ترحم ذلتی یا ذالمعالی» ۴
ز هجرت ناله میکردم خرد گفت
عبید از یار دوری چون ننالی ۵
مه روی ترا شب در حوالی ۱
چو چشمت گشتم از بیمار شکلی
چو زلفت گشتم از آشفته حالی ۲
حدیث زلف خود از چشم من پرس
«سل السهران عن طول اللیالی» ۳
ز شوق قامتت مردم خدا را
«ترحم ذلتی یا ذالمعالی» ۴
ز هجرت ناله میکردم خرد گفت
عبید از یار دوری چون ننالی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۰ - افتاده بازم در سر هوائی
گوهر بعدی:غزل ۱۰۲ - دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.