هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی است که به سوی یاری مسکین و عشق به معشوق خود میرود. او از زیباییها و جذابیتهای معشوق سخن میگوید و از تأثیر عشق بر وجود خود مینالد. در پایان، اشارهای به رندی و بازیگری معشوق دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به رندی و بازیگری ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
غزل ۱۰۲ - دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی
دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی
زین شوخ دلفریبی زین شنگ جانفزائی ۱
زین سرو خوشخرامی گل پیش او غلامی
مه پیش او اسیری شه پیش او گدائی ۲
هر غمزهاش سنانی هر ابرویش کمانی
گیسوی او کمندی بالای او بلائی ۳
ما را ز عشق رویش هر لحظهای فتوحی
ما را ز خاک کویش هر ساعتی صفائی ۴
بگرفته عشق ما را ملک وجود آنگه
عقل آمده که ما نیز هستیم کدخدائی ۵
جان میفزاید الحق باد صبا سحرگه
مانا که هست با او بوئی ز آشنائی ۶
گفتم عبید گفتا نامش مبر که باشد
رندی قمار بازی دزدی گریز پائی ۷
زین شوخ دلفریبی زین شنگ جانفزائی ۱
زین سرو خوشخرامی گل پیش او غلامی
مه پیش او اسیری شه پیش او گدائی ۲
هر غمزهاش سنانی هر ابرویش کمانی
گیسوی او کمندی بالای او بلائی ۳
ما را ز عشق رویش هر لحظهای فتوحی
ما را ز خاک کویش هر ساعتی صفائی ۴
بگرفته عشق ما را ملک وجود آنگه
عقل آمده که ما نیز هستیم کدخدائی ۵
جان میفزاید الحق باد صبا سحرگه
مانا که هست با او بوئی ز آشنائی ۶
گفتم عبید گفتا نامش مبر که باشد
رندی قمار بازی دزدی گریز پائی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱ - زهی لعل لبت درج لئالی
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳ - زلفت به پریشانی دل برد به پیشانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.