هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و سوز دل خود سخن می‌گوید. او از تأثیرات عمیق عشق بر روح و جسم خود می‌گوید و بیان می‌کند که حتی با وجود رنج و سختی، عشقش فراموش‌نشدنی است. شاعر از معشوق خود به عنوان شخصیتی زیبا و جذاب یاد می‌کند و تأکید می‌کند که تنها درمان دردش، وصال با معشوق است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۲۸۲ - ببرد از من قرار و طاقت و هوش

ببرد از من قرار و طاقت و هوش
بت سنگین دل سیمین بناگوش ۱

نگاری چابکی شنگی کله دار
ظریفی مه وشی ترکی قباپوش ۲

ز تاب آتش سودای عشقش
به سان دیگ دائم می‌زنم جوش ۳

چو پیراهن شوم آسوده خاطر
گرش همچون قبا گیرم در آغوش ۴

اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردد مهرت از جانم فراموش ۵

دل و دینم دل و دینم ببردست
بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش ۶

دوای تو دوای توست حافظ
لب نوشش لب نوشش لب نوش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۷۹۳
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۱ - یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
گوهر بعدی:غزل ۲۸۳ - سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.