هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از تجربیات تلخ و ناکامی‌های خود در زندگی سخن می‌گوید. او از تلاش‌های بی‌ثمر و دردهای درونی خود می‌گوید و تصمیم می‌گیرد از شرایط ناخوشایند کنونی فاصله بگیرد. همچنین، او به اهمیت شادی و رهایی از دلبستگی‌های سخت و سست اشاره می‌کند و در پایان، آرزوی رسیدن به مراد و خوشبختی را بیان می‌دارد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تلاش برای رهایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و پیچیده باشد.

غزل ۲۹۱ - ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش ۱

از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم
آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش ۲

دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرود
گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش ۳

کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو
بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش ۴

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد
بگذر ز عهد سست و سخن‌های سخت خویش ۵

وقت است کز فراق تو و سوز اندرون
آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش ۶

ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام
جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۹۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۰ - دلم رمیده شد و غافلم من درویش
گوهر بعدی:غزل ۲۹۲ - قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.