هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید. او از تلاش‌های بی‌ثمر خود برای رسیدن به معشوق و رنج‌هایی که در این راه متحمل شده است، می‌گوید. شاعر از زیبایی‌های معشوق، از جمله چشمان سیاه و موهایش، یاد می‌کند و از عشق بی‌پایان خود به او سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۲۲ - خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم ۱

اگر چه در طلبت هم عنان باد شمالم
به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم ۲

امید در شب زلفت به روز عمر نبستم
طمع به دور دهانت ز کام دل ببریدم ۳

به شوق چشمه ی نوشت چه قطره‌ها که فشاندم
ز لعل باده فروشت چه عشوه‌ها که خریدم ۴

ز غمزه بر دل ریشم چه تیرها که گشادی
ز غصه بر سر کویت چه بارها که کشیدم ۵

ز کوی یار بیار ای نسیم صبح غباری
که بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم ۶

گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواه
که من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم ۷

چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی
که پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم ۸

به خاک پای تو سوگند و نور دیده ی حافظ
که بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۰
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۱ - هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۳ - ز دست کوته خود زیر بارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.