هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناتوانی خود در برابر مشکلات زندگی سخن میگوید و از شرمندگی خود در برابر بلندپروازیهایش مینالد. او به دنبال راهی برای رهایی از این وضعیت است و از چشمهایش به عنوان نمادی از آگاهی از اوضاع جهان یاد میکند. شاعر با شکرگزاری از جام شراب، از رازهای زندگی آگاه میشود و از اینکه توانایی آزار دیگران را ندارد، شکرگزار است. او خود را مست و امیدوار به لطف الهی میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شراب و مستی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۳۲۳ - ز دست کوته خود زیر بارم
ز دست کوته خود زیر بارم
که از بالابلندان شرمسارم ۱
مگر زنجیر مویی گیردم دست
وگر نه سر به شیدایی برآرم ۲
ز چشم من بپرس اوضاع گردون
که شب تا روز اختر میشمارم ۳
بدین شکرانه میبوسم لب جام
که کرد آگه ز راز روزگارم ۴
اگر گفتم دعای می فروشان
چه باشد حق نعمت میگزارم ۵
من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم ۶
سری دارم چو حافظ مست لیکن
به لطف آن سری امیدوارم ۷
که از بالابلندان شرمسارم ۱
مگر زنجیر مویی گیردم دست
وگر نه سر به شیدایی برآرم ۲
ز چشم من بپرس اوضاع گردون
که شب تا روز اختر میشمارم ۳
بدین شکرانه میبوسم لب جام
که کرد آگه ز راز روزگارم ۴
اگر گفتم دعای می فروشان
چه باشد حق نعمت میگزارم ۵
من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم ۶
سری دارم چو حافظ مست لیکن
به لطف آن سری امیدوارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۲ - خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۴ - گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.