هوش مصنوعی: شاعر در این متن از آرزوی رهایی از مشکلات و سختی‌های زندگی و رسیدن به آرامش و وصال معشوق سخن می‌گوید. او با وجود آگاهی از دشواری‌های راه، عشق و اشتیاق به معشوق را دلیل حرکت خود می‌داند و از خداوند طلب کمک می‌کند تا بتواند با خوشی و آسانی به مقصد برسد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده‌ی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۳۵۹ - خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
راحت جان طلبم و از پی جانان بروم ۱

گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم ۲

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم ۳

چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت
به هواداری آن سرو خرامان بروم ۴

در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دل زخم کش و دیده گریان بروم ۵

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم ۶

به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه ی خورشید درخشان بروم ۷

تازیان را غم احوال گران باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم ۸

ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون
همره کوکبه آصف دوران بروم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۱۴
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۸ - غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم
گوهر بعدی:غزل ۳۶۰ - گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.