هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به توصیف طبیعت و تأملات فلسفی خود میپردازد. او با دیدن مزرعه سبز و ماه نو، به یاد کشتهشدگان و زمان درو میافتد. سپس با بخت و خورشید گفتوگو میکند و از امید و ناامیدی سخن میگوید. شاعر به زیباییهای گذران دنیا اشاره میکند و از آسمان و عظمت آن در عشق میگوید. در پایان، او از آتش زهد و ریا و سوختن خرمن دین سخن میگوید و به حافظ توصیه میکند که خرقه پشمینه را بیندازد و برود.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۴۰۷ - مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو ۱
گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو ۲
گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک
از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو ۳
تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار
تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو ۴
گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش
دور خوبی گذران است نصیحت بشنو ۵
چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن
بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو ۶
آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق
خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو ۷
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو ۸
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو ۱
گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو ۲
گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک
از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو ۳
تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار
تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو ۴
گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش
دور خوبی گذران است نصیحت بشنو ۵
چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن
بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو ۶
آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق
خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو ۷
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۶۵۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۶ - گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
گوهر بعدی:غزل ۴۰۸ - ای آفتاب آینه دار جمال تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.