هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و عرفان است. شاعر از عشق به معشوق و ناتوانی قلم در بیان این احساس سخن میگوید. او عقل را در برابر عشق ناتوان میداند و از رهایی از تظاهر و ریاکاری میگوید. شاعر به دنبال لذتهای ساده و معنوی است و از دوام عیش و تنعم به عنوان شیوهای نادرست در عشق یاد میکند. در نهایت، او از لطف و رحمت خداوند سخن میگوید و از ناتوانی خود در قدردانی از این نعمتها اظهار ناتوانی میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و رهایی از تظاهر نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۴۷۱ - ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
کجاست پیک صبا گر همیکند کرمی ۱
قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق
چو شبنمی است که بر بحر میکشد رقمی ۲
بیا که خرقه من گر چه رهن میکدههاست
ز مال وقف نبینی به نام من درمی ۳
حدیث چون و چرا درد سر دهد ای دل
پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی ۴
طبیب راه نشین درد عشق نشناسد
برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی ۵
دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم
به آن که بر در میخانه برکشم علمی ۶
بیا که وقت شناسان دو کون بفروشند
به یک پیاله می صاف و صحبت صنمی ۷
دوام عیش و تنعم نه شیوه عشق است
اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی ۸
نمیکنم گلهای لیک ابر رحمت دوست
به کشته زار جگرتشنگان نداد نمی ۹
چرا به یک نی قندش نمیخرند آن کس
که کرد صد شکرافشانی از نی قلمی ۱۰
سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست
جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی ۱۱
کجاست پیک صبا گر همیکند کرمی ۱
قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق
چو شبنمی است که بر بحر میکشد رقمی ۲
بیا که خرقه من گر چه رهن میکدههاست
ز مال وقف نبینی به نام من درمی ۳
حدیث چون و چرا درد سر دهد ای دل
پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی ۴
طبیب راه نشین درد عشق نشناسد
برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی ۵
دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم
به آن که بر در میخانه برکشم علمی ۶
بیا که وقت شناسان دو کون بفروشند
به یک پیاله می صاف و صحبت صنمی ۷
دوام عیش و تنعم نه شیوه عشق است
اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی ۸
نمیکنم گلهای لیک ابر رحمت دوست
به کشته زار جگرتشنگان نداد نمی ۹
چرا به یک نی قندش نمیخرند آن کس
که کرد صد شکرافشانی از نی قلمی ۱۰
سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست
جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۶۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۰ - سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
گوهر بعدی:غزل ۴۷۲ - احمد الله علی معدلة السلطان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.