هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از احساسات عمیق خود نسبت به او مینالد. او از سرو خرامان و نرگس رعنای معشوق یاد میکند و آرزو میکند که جانهای بیشتری داشت تا فدای معشوق کند. همچنین، شاعر از غم و اندوه خود میگوید و اشاره میکند که حتی طبیعت نیز در این واقعه با او همدردی میکند.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای شعری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و ترکیبات بهکار رفته در متن ممکن است برای گروه سنی پایینتر دشوار باشد.
غزل ۱۱۴ - در چمن جان من سرو خرامان یکی است
در چمن جان من سرو خرامان یکی است
نرگس رعناش دو غنچهٔ خندان یکی است
گفت به غمزه لبش جان ده و بوسی ستان
کاش دو صد جان بدی وه که مرا جان یکی است
من ز غم گلرخی ژاله فشانم چو اشک
ابر درین واقعه با من گریان یکی است
نرگس رعناش دو غنچهٔ خندان یکی است
گفت به غمزه لبش جان ده و بوسی ستان
کاش دو صد جان بدی وه که مرا جان یکی است
من ز غم گلرخی ژاله فشانم چو اشک
ابر درین واقعه با من گریان یکی است
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - کسی که حاصل فردا شناخت بر امروز
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - هر مژه از غمزهٔ خون ریز تو ناوک زنی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.