هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که دل او در جایی دیگر است و با وجود تلاشهایش، نمیتواند از این غم فرار کند. او به یاد عشق سوختهاش میافتد و احساس میکند که اسیر دل دشمن است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید، مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.
غزل ۱۲۰ - هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
من همانجا که دل گمشدهٔ من آنجاست ۱
هر شب ای غم چه رسی در طلب دل اینجا
آخر آن سوختهٔ سوخته خرمن آنجاست ۲
گفتی ای دوست که بگریز و ببر جان زین کوی
چون گریزم که گروگان دل دشمن آنجاست ۳
من همانجا که دل گمشدهٔ من آنجاست ۱
هر شب ای غم چه رسی در طلب دل اینجا
آخر آن سوختهٔ سوخته خرمن آنجاست ۲
گفتی ای دوست که بگریز و ببر جان زین کوی
چون گریزم که گروگان دل دشمن آنجاست ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - ای نسیم صبحدم یارم کجاست؟
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - صبر و دل و نام و ننگ ما بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.