هوش مصنوعی:
شاعر از درد جدایی و عشق ناکام مینالد و با اشاره به مینوشی و غم، از ناتوانی در رهایی از این درد سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و غمگین است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، اشاره به مینوشی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۱۵۴ - بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
رهامکن که دلم را زغم رهایی نیست ۱
دلم ببردی و گر سرجدا کنی زتنم
بجان تو که دلم را سر جدایی نیست ۲
بریز جرعه که هنگامهٔ غمت گرم است
بگیر باده که هنگام پارسایی نیست ۳
رهامکن که دلم را زغم رهایی نیست ۱
دلم ببردی و گر سرجدا کنی زتنم
بجان تو که دلم را سر جدایی نیست ۲
بریز جرعه که هنگامهٔ غمت گرم است
بگیر باده که هنگام پارسایی نیست ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۳ - سرو را با قد تو هستی نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۵ - تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.